سلام. امروز یک شعر قشنگ رو دیدم که یکی از دوستان گذاشته بود. این شعر کاندیدای بهترین شعر سال ۲۰۰۵ بود.با تشکر از دوست عزیزم وسوسه.
This poem was nominated poem of 2005.
Written by an African kid, amazing thought :
"When I born, I Black, When I grow up, I Black,
When I go in Sun, I Black, When I scared, I Black,
When I sick, I Black, And when I die, I still black...
And you White fellow,
When you born, you pink, When you grow up, you White,
When you go in Sun, you Red, When you cold, you blue,
When you scared, you yellow, When you sick, you Green,
And when you die, you Gray...
And you call me colored???........."
این شعر توسط یک بچه آفریقایی نوشته شده و استدلال شگفت انگیزی داره :
وقتی به دنیا میام، سیاهم، وقتی بزرگ میشم، سیاهم،
وقتی میرم زیر آفتاب، سیاهم، وقتی می ترسم، سیاهم،
وقتی مریض میشم، سیاهم، وقتی می میرم، هنوزم سیاهم...
و تو، آدم سفید،
وقتی به دنیا میای، صورتی ای، وقتی بزرگ میشی، سفیدی،
وقتی میری زیر آفتاب، قرمزی، وقتی سردت میشه، آبی ای،
وقتی می ترسی، زردی، وقتی مریض میشی، سبزی،
و وقتی می میری، خاکستری ای...
و تو به من میگی رنگین پوست؟؟؟.........
انصافعلی هدایت در مصاحبهای که در سایت رادیو زمانه نیز درج شد سخنانی ایراد کرد که این نوشتار پاسخی است به آن. دنبالک مصاحبه در انتهای نوشته آمده است:
با احترام خدمت جناب هدایت:
مصاحبهای از جنابعالی در زمانه منتشر شد که برخود دیدم تا چند نکته را خدمتتان یادآوری کنم.
در سخنانتان سخن از خوزستان و کردستان و بلوچستان به میان آوردید. باید عرض کنم که افرادی که به حقوق بشر و هم میهانان خود علاقمند هستند آنها را تحت چنین شرایطی که نویسندگان، روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان حقوق بشر به زندان برده میشوند، ترک نمیکنند و در کنار ایشان با تمام وجود از حقوق حقهی خود دفاع میکنند. شرایط آذربایجان به گفته و تصدیق خودتان با این حال در وضعیتی قرار دارد که هیچ وطن پرستی نمیتواند حداقل همشهریان خود را ترک کند.
شما در حالی از حقوق بشر و قومیت سخن میگویید که از تعداد دقیق زندانیان سیاسی بازداشتی در آذربایجان مطلع نیستید. جهت اطلاعتان باید عرض کنم که در حال حاضر بیش از 64 زندانی سیاسی و فعال دانشجویی در زندانهای مناطق مختلف آذربایجان بازداشتند که بیشتر آنها در زندان های تبریز و ارومیه هستند.
تقاضا میکنم برای ایران تکلیف معین نفرمایید زیرا اطمینان دارم معنی فدرالیسم که از آن سخن گفتهاید را میدانید. اما امیدوارم سیستم فدرال پیشنهادی شما با توجه به سابقهی برخی دیگر سیستمهای فدرال که به تجزیه منجر شدند، همانند نباشد.
مطلعید که با توجه به جو حاکم در ایران و بخصوص فعالیت گروهکهای تجزیه طلب که در ترکیه با برخی از آنها دیدار داشتهاید، سخن گفتن از این موضوع کار چندان بجایی نیست بخصوص که از پاراگراف آخر مصاحبهی شما و با عنایت به سخنان پیش از آن، معانی دیگری بغیر از فدرالیسم آرمانی و مد نظر القا میشود.
جهت اطلاع باید خدمتتان عرض کنم که مردم آذربایجان هرگز سخنی از تجزیه و مبارزه با دیگر قومیتها به بهانهی جدایی به میان نیاورده اند. با توجه به سابقهی حضورتان در جامعه و مردمی بودنتان بهتر از من میدانید که مردم آذربایجان به خاک خود، به ملیت خود، به زبان خود، به دیگر هممیهنان خود عشق میورزند و با تمام وجود از وطنشان در هر زمینهای دفاع میکنند.
از بخشنامهای فرمودید که به تمامی اصناف و کسبهها برای حذف اسامی ترکی تذکر میداد. دو نکته که حتماً از آن مطلع هستید را عرض میکنم. اول اینکه این بخشنامه همانطور که قبلاً عرض کردم سه هقته پس از ابلاغ، با اعتراض نمایندگانی چون اکبر اعلمی لغو شد. دوم اینکه در آن بخشنامه قید شده بود تنها مغازههایی که تابلوهایی به زبانهای ترکی استانبولی و انگلیسی نصب کردهاند الزاماً باید نسبت به تعویض تابلوی خود اقدام کنند و هیچ سخنی از زبان آذری به میان نیامده بود.
در ارتباط با موضوع نشریات آذری زبان باید عرض کنم همانطور که مستحضرید نشریات محلی اجازه دارند به گویش و زبان خود روزنامه، مجله، هفته نامه و... منتشر کنند. بطور قطع بهتر از من تعداد نشریات آذری زبان که این رویه را در پیش گرفتهاند میدانید.
اطلاع دارید که برخی نشریات همانند نشریهی "فجر آذربایجان" اکثر صفحات خود را به صورت تجاری و بازرگانی درآوردهاند و برخی نیز به دلیل ضعف در کیفیت مطلب و کیفیت نگارش از نشر به زبان آذری دست کشیدهاند و برخی نیز به میل و خواستهی خود اقدام به نشر در زبان فارسی میکنند.
فرمودید در تبریز گروههای آذری و دیگر گروه های موسیقی نمیتوانند کنسرت برگزار کنند. به قطع از کنسرت گروه "آراز" و کنسرت آقای "رحیم شهریاری" در ماههای اخیر در تبریز و بسیاری دیگر همچون کنسرت "محمد اصفهانی" در روزهای اخیر که پوسترهای تبلیغاتی آنان بر تیرهای چراغ برق و دیوارهای شهر موجود است، خبر دارید.
وقتی از سرکوب دراویش گوران سخن میرانید باید به خود یادآوری بفرمایید که اگر مردم این گروه را نمیشناسند اشکال کار از عدم اطلاع رسانی بنده و شماست که سالها در تبریز روزنامه نگار بودید اما کمتر مطلبی از گورانها به هم میهنان و همشهریان خود گفتید.
احتمال میدهم هنگام تخریب منزلگاه سردار ملی که از ایشان سخن به میان آوردید، در تبریز حضور نداشتید.
با صحبت از دین و مذهب در هر حالتی حتماً به این نکته توجه میفرمایید که بازگو کردن وقایعی چون محرم سال گذشته در تبریز از طرف جناب عالی کمک بسیاری به درک آن وقایع میکند. برای یاد آوری باید عرض کنم در محرم سال گذشته چندین اتفاق افتاد؛ از جمله دستگیری چهار نفر از متولیان تکایا و دستههای عزاداری تبریز، اخذ تعهد کتبی دادگستری کل آذربایجان شرقی از ایشان و تمامی متولیان مراسم محرم به منظور عدم انجام مراسم به سنت گذشته تا پاسی از شب و درنهایت مقابلهی نیروی انتظامی با جمعی از عزاداران و منع عزاداری گستردهی ایشان.
در انتها من توصیه میکنم برای احاطه داشتن به فضای ایران و آذربایجان به وطن خود بازگردید و اخبار درست، موثق و بدور از تعصب را در شرایطی عادی و در کنار هموطنان و همشهریانتان دنبال بفرمایید.
سپاس
سلام. از امروز در این بلاگ خواهم نوشت. هرموضوعی که بتوانم به آن اشاره کنم را خواهم نوشت. بیشتر دلتنگیها و وقایع اطراف را پوشش میدهم. امیدوارم مطالبی مفید قلم بزنم.
سپاس