تبليغاتX
گاه نگاری‌های هادی ناصری

سلام. قطعه زیبایی از یکی از دوستانم بدستم رسید که گفتم شما هم بی‌نصیب نمونید:

وصیت‌نامه‌ام به شرح زیر است:

قبر مرا نیم متر كمتر عمیق كنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیكتر باشم. بعد از مرگم، انگشت‌های مرا به رایگان در اختیار اداره انگشت‌نگاری قرار دهید. به پزشك قانونی بگویید روح مرا كالبدشكافی كند، من به آن مشكوكم.

ورثه حق دارند با طلبكاران من كتك‌كاری كنند. عبور هرگونه كابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اكیداً ممنوع است. بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا كنم.

كارت شناسایی مرا لای كفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد. مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند. روی تابوت و كفن من بنویسید: این عاقبت كسی است كه زگهواره تا گور دانش بجست.

قبر...

دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال كنند. در چمنزار خاكم كنید! كسانی كه زیر تابوت مرا می‌گیرند، باید هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبكاران ندهید.

گواهینامه رانندگی‌ام را به یك آدم مستحق بدهید، ثواب دارد. در مجلس ختم من گاز اشك‌آور پخش كنید تا همه به گریه بیفتند. از اینكه نمی‌توانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلاً پوزش می‌طلبم.

به مرده‌شوی بگویید مرا با چوبك بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم. چون تمام آرزوهایم را به گور می‌برم، سعی كنید قبر مرا بزرگ بسازید كه جای جسدم باشد.

با تشکر از دوست گرانقدرم: بیتا

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:3 توسط هادی ناصری |

سلام. یه چند روزیه از آقا جلال سمیعی خودمون خبری نیست. می‌شناسینش که؟ آره همون مجری برنامه حرف اضافه در صبح بخیر ایران. برنامش خیلی گل کرده بود و من شخصاً هر روز صبح نگاه می‌کردم.

حالا یه چند روزیه که آقا جلال به گفته خودش رفته مسافرت اما آیا به قندهار رفته یا نه خدا می‌دونه؟ و اینکه بازگشتی داره یا نه بازم خدا می‌دونه. خودش گفته بود که میرم مسافرت شایعه در نیارین!

آقا جلال اگه این مطلب رو می‌خونی عزیزم شایعات داره درمیاد یواش یواش بیا زودتر.

جلال و دوستان

جلال اون وسطیه هستش. ماشالا هیکل!

البته احتمال این هم هست که بساط جلال رو بخاطر حرفهای تند و تیزش (که البته این اواخر دیگه زیاد به بزرگان نمی‌تونست گیر بده) جمع کرده باشند یعنی مثل همون بلایی که سر فرزاد حسنی آوردند.

به هر ترتیب امیدوارم هرکجا هست حالش خوب باشه و زودتر برگرده. (خودمونیم شایدم رفته رژیم بگیره!)

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 0:40 توسط هادی ناصری |

سلام. قهرمانی پرسپولیس رو به همه پرسپولیسی‌های عزیز تبریک می‌گم. زحمات این چند وقت افشین جان جبران شد. به هر حال ما که یه شام رو افتادیم! جای شما رو هم خالی می‌کنیم.

افشین قطبی

+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت 19:21 توسط هادی ناصری |

سلام. خبری رو که البته مال دو روز پیش هستش ولی من الان دیدم (!) گفتم بیام بگم. تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی بصورت آزمایشی (لوگو) بر روی ماهواره تلستار ۱۲ روی ایر رفت.

شبکه بی‌بی‌سی فارسی آن طور که اعلام شده قرار است روزی ۸ ساعت برنامه زنده داشته باشه.

 

احتمال می‌ره که تا حداکثر یک‌ماه دیگه این تلوبزیون کار خودش رو شروع کنه. همچنین طبق آخرین اخبار رسیده شرکت رسانه‌ای "ام‌بی‌سی" هم به شدت در تلاش است تا تلویزیون فارسی خود را تا ماه آینده راه اندازی کند.

محتوی تلویزیون فارسی ام‌بی‌سی فیلم‌های هالیوود با زیرنویس فارسی خواهد بود یعنی دقیقاً کاری که شبکه‌ی ام‌بی‌سی دو با زیرنویس عربی در حال انجام است. همچنین شبکه‌ای را شرکت پی‌ام‌سی قرار بود بزنه که در پی اعمال تحریم‌ها علیه ایران لغو شد.

حدود دو هفته قبل هم شرکت رسانه‌ای فاکس آمریکا در طرحی که قرار هستش چند شبکه در اون برای اعراب راه اندازی بشه، شبکه فاکس Movies را راه‌اندازی کرد که به پخش فیلم‌های هالیوود با زیرنویس عربی می‌پردازه. اداره این تلویزیون‌ها فعلاً بر عهده کمپانی تلویزیونی مشهور عربی یعنی رروتانا هستش.

طی چند وقت اخیر توجه قدرت‌های بزرگ و همسایگان ایران برای راه‌اندازی شبکه‌های تلویزیونی به زبان فارسی جلب شده که بغیر از این شبکه‌ها می‌توان به تلاش برای راه‌اندازی شبکه فارسی زبان (چند زبانه که فارسی رو هم شامل می‌شه) از سوی دولت ترکیه برای ایران اشاره کرد.

برخی اخبار ضد و نقیض هم از تلاش روسیه برای راه‌اندازی شبکه‌ای به زبان فارسی حکایت داره که فعلاً در حد شایعه هستش.

برخی از اخبار این مطلب از سایت ایرانست

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 20:14 توسط هادی ناصری |

سلام. دیروز عصر انفجار مهیبی در کوچه ژان ولیعصر تبریز تا شعاع صد متری تمام شیشه‌های آپارتمان‌ها و منازل مسکونی را خرد کرد و باعث تخریب دیواری در محل انفجار شد.

علت حادثه انفجار کپسول اکسیژنی بوده که برای جوش‌کاری و کارهای ساختمانی استفاده می‌شده است. کپسول از دست کارگر حین تخلیه از وانت رها شده و با برخور به زمین انفجار مهیبی را سبب شده است.

دو کارگر بی‌احتیاط بر اثر شدت جراحات وارده به بیمارستان منتقل شدند که حال یکی از آن‌ها وخیم گزارش شده است.

بر اثر این انفجار نیروهای امنیتی و پلیس تبریز به محل هجوم آورده ولی از نیروهای شهرداری برای تمیزکردن کوچه‌ی پر از شیشه خرده خبری نبود. در نهایت اهالی محل اقدام به جاروب و تمیز کردن کوچه کردند.

می‌بینیم که یک بی‌احتیاطی چگونه موجب برهم‌ریختن یک محله می‌شود و البته کسی هم پاسخگو نیست که جای تعجب ندارد!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 13:24 توسط هادی ناصری |

سلام. خبری رو الان خوندم به این شرحه که اپراتور روسی "مگا فون" در تهران دفتر زده. از قرار معلوم هم می‌خواد در مزایده اپراتور سوم شرکت کنه!

جالبی خبر اینجاست خودتون ببینید: این مقام مسئول همچنین در خصوص سرمایه‌گذاری خارجی در حوزه ICT گفت: ‌در حال حاضر بسیاری از شركت‌های موفق جهان خواهان حضور در عرصه مخابرات ایران هستند. وی تأكید كرد: مزایده اپراتور سوم یكی از زمینه‌هایی است كه شركت‌هایی از كشورهای اروپایی، عربی، چینی و روسی تمایل خود را برای حضور در آن اعلام كرده‌اند. (!)

من نمی‌دونم این همه (!) شرکت بزرگ مخابراتی تا حالا کجا بودند که الان پیشنهاد دادند یا اینکه بیچاره‌ها بودند و پیشنهاد هم می‌دادند ولی کسی تحویلشون نمی‌گرفته. مثل همون بلایی که سر "ترک‌سل" آوردند.

فعلاً که همراه اول هم قاط زده و امیدوارم با این اوصاف مخابرات کشور روزهای خوبی رو سپری کنه!

لینک خبر در وین‌بتا

+ نوشته شده در جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 20:3 توسط هادی ناصری |

سلام. اومدم روز نجوم رو تبریک بگم. یکی از بزرگترین و والاترین مناسبت‌های نجومی که امیدوارم امسال باشکوه‌تر از هر سال در کشور برگزار بشه.

پوستر امسال

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:59 توسط هادی ناصری |

سلام. خبری رو که الان دیدم و بسیار متأسفم کرد درگذشت اسماعیل داورفر بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تأتر بود. ایشون بر اثر سرطان فوت کردند.

من که هیچ وقت بازی ماندگار ایشون رو در سریال آژانس دوستی از یاد نمی‌برم. بعد از حسین پناهی آژانس دوستی حالا نوبت اسماعیل داورفر بود که جامعه‌ی هنری ایران رو داغدار کنه.

روحش شاد...

مرحوم داورفر

لینک خبر در فارس

+ نوشته شده در شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 22:12 توسط هادی ناصری |

سلام. خبری رو که الان دیدم و برام خیلی عجیب بود اینه که شرکت پارس‌قائم نمایندگی گوشی‌های همراه سامسونگ در ایران منحل شد!

واقعلاً اتفاق ناخوشایندی هستش و هنوز تکلیف خریداران و مصرف کنندگان این گوشی‌ها معلوم نیست.

یادم میاد یه گوشی نوکیا خریده بودم با ضمانت نامه‌ی اتصالات. دقیقاً یک ماه بعد اتصالات جمع شد! البته الان بازم دیدم مثل اینکه دوباره نمایندگی زده. امیدوارم این اتفاق برای سامسونگ و پارس‌قائم هم بیافته.

بیچاره ما ملت که از ضمانت و خدمات پس از فروش شانس نیاوردیم! 

یه خبر دیگه هم این بود که مایکروسافت اعلام کرده اگر مصرف‌کنندگان بخوان، ایکس‌پی رو جمع نمی‌کنه. خوب خدا خیرتون بده تابلو کردین که خودتون هم نمی‌خواین جمعش کنید. یعنی مشخصه که نمی‌تونید جمع کنید.

بعد از افتضاحاتی که ویستا به بار آورد از رده‌خارج کردن ایکس پی دیوانگی محضه. امیدوارم این اتفاق نیافته.

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 23:36 توسط هادی ناصری |

سلام. شعر ترانه‌ی زیبای "آرزوی من اینست" از لیلا فروهر رو که خودم هم خیلی پسندیدم رو تقدیم می‌کنم به شما. لازمه عرض کنم که شعر از ترانه‌سرای خوب کشورمون خانم "مریم حیدرزاده" هستش.

 

آرزوی من اینست که دو روز طولانی
در کنار تو باشم فارغ از پشیمانی

آرزوی من اینست یا شوی فراموشم
یا که مثل غم هر شب گیرمت در آغوشم

آرزوی من اینست که تو مثل یک سایه
سرپناه من باشی لحظه تر گریه

آرزوی من اینست نرم و عاشق و ساده
همسفر شوی با من در سکوت یک جاده

آرزوی من اینست هستی تو من باشم
لحظه های هوشیاری مستی تو من باشم

آرزوی من اینست تو غزال من باشی
تک ستاره روشن در خیال من باشی

آرزوی من اینست در شبی پر از رویا
پیش ماه و تو باشم لحظه ای لب دریا

آرزوی من اینست از سفر نگویی تو
تو هم آرزویی کن اوج آرزویی تو

آرزوی من اینست مثل لیلی و مجنون
پیروی کنیم ازعشق این جنون بی قانون

آرزوی من اینست زیر سقف این دنیا
من برای تو باشم تو برای من تنها

آرزوی من اینست.....
آرزوی من اینست.....
آرزوی من اینست.....
آرزوی من اینست.....

(برگرفته از سایت ایران‌ترانه)

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:1 توسط هادی ناصری |

سلام. گفته بودم که درباره‌ی مطالب و رفتار‌های آقای داریوش برادری خواهم نوشت. امروز و این پست را به این موضوع اختصاص می‌دهم.

امیدوارم سخن در این مورد موجب این تصور نشود که من با ایشان پدرکشتگی دارم بلکه این جملات تنها رفتارشناسی ایشان از دیدگاه خودم است و البته بحث تخصصی روانشناسی هم نیست که ایشان بر من خرده بگیرند.

آقای برادری اولین اشکالی که می‌توان به مطالب و در کل کلامشان گرفت اینست که متأسفانه ایشان در نوع برخورد با مخاطبان مشکل دارند. ایشان برخلاف مدرک تحصیلی و نوع تعلیمات آکادمیک خود قادر به تعیین و تبیین روحیات مخاطبان و بر اساس آن پاسخگویی و یا حتی درک گفته‌های آن‌ها نیستند.

برای مثال اگر کسی خلاف نظر ایشان را ابراز کند یا ایشان نتوانند طرف مقابل را قانع و نظر خود را به هر نحوی تحمیل کنند، از کوره درمی‌روند و سخنانی می‌فرمایند که در حد یک روانشناس و روان درمانگر نیست. برای مثال به این کامنت ایشان در مبحث منحرف ایرانی اشاره می‌کنم. عین کامنت در اینجا موجود است:

آقا يا خانم «خودمان» به جاي کرکري خوندن، خوب کاري نداره. همين جا در کامنت در چند جمله نظر فرويد،کوهوت، لکان و دلوز را در باب براي مثال فتيشيسم توضيح بده تا خواننده امکان مقايسه با بحث من داشته باشد. از قديم گفتن سنگ بزرگ علامت نزدنه. نيازي به بحث در باب هر بند نيست. اين گوي و اين ميدان. جون من نشون بده که من بازي با کلمات مي کنم تا يکم بخنديم. زيرا اگر فقط يک مقاله از لکان مثل همين مقاله « کانت و ساد» را خوانده بودي که از اين حرفا نمي زدي و پپچيدگي مطلب را مي فهميدي. . البته کسي که به خودش باور داره، حتي اگر سواد هم نداشته باشد لااقل با اسمش مياد جلو. باري اين گوي و اين ميدان رفيق. کرکري نخون عمل کن.

ایشان در ذیل همین کامنت به امکانات اشاره می‌کنند. ایشان احتمالاً هنوز متوجه نشده‌اند که تقریباً تمام صفحه‌ی اندیشه زمانه در اختیار ایشان و مقالات ایشان بوده است.

در همین باب در مطلب آخرشان به انتقاد از رادیو زمانه و اینکه چرا برای ایشان بخش مستقلی ایجاد نشده و یا خانم معصومه ناصری به درخواست ایشان برای تولید برنامه‌ی رادیویی جواب نداده‌اند و یا امکانات در بخش های سنتی مثل بخش نیلگون آقای کلانتری هزینه می‌شود. عین مطلب را نقل می‌کنم:

این برخورد نارسیستی و سنتی و تلاش برای نفی و موبینگ نگاه «غیر و متفاوت» حاصل ترس از این نگاه و گرفتاری در برخورد نارسیستی و هیستریک با «غیر» است و هم ناشی از این است که هنوز در سایت زمانه و به ویژه بخش رادیو و کامنت، با تمامی پیش‌رفت‌های مدرن و مداوم این سایت خوب و افرادش از جمله خانم ناصری و دیگران، هنوز هم ساختار مدرن کامل رشد نکرده است و هم عناصر سنتی در پشت پرده هنوز فراوان قدرت دارند. وگرنه چنین اعمالی در بخش کامنت و یا بخش رادیو و چنین تبعیضاتی غیرممکن است اگر که شیوه کنترل مدرن و نقد متقابل به خوبی عمل کند. حاصل نیز این می‌شود که چنین مقالات ضعیفی چون مقالات «بومی‌گرایی» کلانتری و یا بخش نیلگون سایت زمانه همه امکاناتی در اختیار دارند، اما مباحث من و امثال من یا جلویشان گرفته می‌شود و مرتب مثل من تهدید به اخراج می‌شوند و یا اجازه طرح مباحث نو در رادیو به من داده نمی‌شود. یا حداقل امکانات مساوی و به شیوه مدرن تقسیم نمی‌شود و بخش «خودی» و «غیرخودی» وجود دارد.

یک مجموعه‌ی رسانه‌ای حداقل اختیار این را دارد که به برنامه‌ها یا مطالبی اجازه نشر ندهد و یا هر بخشی را که صلاح می‌داند و مفید می‌بیند تولید کند. آقای برادری انتظار دارند با فرستادن پشت سرهم ایمیل و مثلاً پی‌گیری هدف خود را عملی کنند ولی آقای برادری بازهم نمی‌دانند که اگر مدیریت و دیگر همکاران صلاح نبینند که کاری انجام شود، نخواهد شد و اگر قرار بر جوابی باشد باید خود به دنبال آن بگردند که چه مشکلی پیش آمده یا مطالب چه مشکلی داشته که امکان نشر آن نبوده است.

در این مورد و موارد دیگر آقای برادری کمی عجول هم هستند. بازهم مثال می‌زنم. در مطلب منحرف ایرانی و در کامنتی می‌فرمایند:

من ديشب ايميلي در جواب آقاي علي و منوچهر زدم که هنوز منتشر نشده است ولي کامنت فرد ديگري منتشر شده است. چرا منتشر نکرده ايد؟ و چرا مطلب من با وجود کامنت و خواننده فراوان در قسمت «از دست ندهيم» منتشر نشده است؟ چند هفته است که اين برخورد منفي ادامه دارد. کامنتم را منتشر کنيد لطفا و دست از اين تبعيضات و بازيهاي سنتي برداريد. خانم شراره گرامي هر مطلبي براي هر کسي نيست. مطالب روانکاوانه در باب مباحث جنسي، مطالب پيچيده اي هستند بويژه وقتي که نويسنده مثل من قادر به طرح چهار چشم انداز مختلف مبحث باشد. آن هم براي خواننده ايراني که هنوز عادت به نگاه چندچشم اندازي ندارد و يا برخي از آنها در بحث جنسي خواهان چند تا عکس سکسي و غيره و توضيحات اوليه هستند. در زمان مناسبش اين بحثهاي ساده را نيز انجام مي دهم تا خوانندگان بيشتري اين مطالب را بخوانند.اين مطلب براي برگزيدگان و خوانندگان کنجکاو يا آگاه به مباحث اوليه روانشناختي است. من خوانندگانمو انتخاب مي کنم. خواستم اول نشون بدم که مطلب روانکاوانه چند سيستمي در باب انحراف جنسي اصلا يعني چي. کافي است اين مطلب را با مطالب روانکاوي و سکسولوگ مشابه ايراني در باب انحراف جنسي مقايسه کنيد تا ببينيد که تفاوت از کجا تا کجاست. بازم خوبه شما اسم فرويد را توش شناختيد. جاي شکرش باقيه.
----------------------
زمانه: آقای برادری کامنتها طرف 24 ساعت منتشر می شود و کامنت قبلی شما کمتر از 14 ساعت پیش گذاشته شده است. در باره گذاشته شدن مطالب منتشر شده در بخش از دست ندهید هم اولویت انتخاب به مسائل روز بستگی دارد و تنوع در چیدن مطالب. ضمنا پرخواننده بودن مطلب با پرکامنت بودن آن ارتباطی ندارد. مطالب بسیاری هست که پرخواننده است اما کامنت زیاد نگرفته است و بالعکس.

که همکارانم بسیار سنجیده و در عین حقیقت پاسخ ایشان را می‌دهند. من در کامنت‌هایی در مطلب آخر آقای برادری عرض کردم که ایشان درون رشد نیافته و کودک‌واری دارند که مانند طفل و از اینکه مطالبشان در بخش ازدست ندهید پرومو نمی‌شوند عصبانی هستند.

ایشان مطالب خود را پرخواننده می‌دانند درصورتی که هیچ کس جز همکاران بخش فنی سایت از تعداد کلیک مطلب خبر ندارد. حال ایشان چطور به پرخواننده بودن مطلب خود پی برده‌اند خدا عالم است. مسلماً همه بر این عقیده هستند که پرکامنت بودن دلیل بر پرخواننده بودن نیست. ای بسا بسیار افرادی که فقط برای خواندن کامنت مراجعه می‌کنند و اصل مطلب را نمی‌خوانند. مطالب پرخواننده‌ای بوده‌اند که فقط ۲ کامنت دریافت کرده‌اند.

این نکته را نباید فراموش کرد که جدا از مسئله‌ی تقدیر و تشکر که مخاطبان گاهاً از نویسنده می‌کنند، کامنت گذاشه شده در اکثر موارد خصوصاً ذیل مطالب ایشان ناشی از گنگ و مبهم بودن نوشتار، موضوعات و بحث‌های ایشان دارد.

ایشان نمی‌خواهند (یا بهتر است بگوییم نمی‌توانند) به مخاطب کلمه یا اصطلاحی را توضیح بدهند. اگر هدف از درج مطلب بحث و بالا بردن اطلاعات مخاطب است پس باید مخاطب آن مطلب را بفهمد تا بتواند بحث کند یا اطلاعاتش افزون شود.

آقای برادری چرا بقول خودشان نمی‌توانند چیزی را از نو توضیح دهند؟ : "  من در مقاله نميتوانم مرتب همه چيز را از نو توضيح دهم."

من تا به امروز در مطالبم بارها برخی مفاهیم را توضیح داده‌ام مثل درمان حمایتی و علامتی. چرا؟ چون خواننده به دلیل فاصله‌ی موضوعات من و زمان انتشار آن‌ها ممکن است فراموش کند معنی این دو اصلاح یعنی چه. من به عنوان نویسنده وظیفه دارم هر چند دفعه که لازم باشد یا خواننده سوال کند برایش معنی اصطلاحات را توضیح بدهم. آقای برادری به جای این کار مخاطب را به کتاب خود ارجاع می‌دهد. اگر بنا بود مخاطب برای یک مقاله کتاب روانشناسی بخواند آن هم اینترنت و کامپیوتر که مانیتور آن خود به تنهایی خسته کننده است چه برسد به مطلب، که دیگر حسابش با کرام الکاتبین بود.

بله من، آقای کلانتری، آقای نیکفر، خانم ناصری و بقیه‌ی همکاران هم می‌توانیم مثلاً به مخاطب بگوییم که برای اصلاح "نارسیست" به فلان کتاب مراجعه کن یا برای اصطلاح "تنیازیس" به فلان مقاله یا رفرنس انگل‌شناسی مراجعه کن اما در این صورت این مقالات و مطالب و در کل زمانه برای چیست؟ آیا برای این نیست که من و شما و سایر همکاران این مقولات را ساده بنویسیم تا راحت تر درک شوند؟ یا زمانه برای این ایجاد شده است که من و شما با اصطلاحات نامفهوم و سنگین پز بدهیم که ما روانشناسیم؟

من در عجبم که شما چطور و به چه رسمی به خود اجازه می‌دهید در هر زمینه‌ای دخالت کنید و همه را روانشناسی کنید؟ آقای نیکفر در کامنتی به شما فرمودند: " هر چیزی را نمی‌توان نقدِ روان‌شناختی کرد."

تعجب دیگر من از ایشان و دیگر دوستانی چون خانم مژگان کاهن و آقای سینا از اینست که این عزیزان به گفته‌ی خودشان در خارج از ایران قرار دارند و قضاوتشان برای داخل ایران است. چطور می‌شود کسی که سال‌ها به ایران نیامده و یا در آن ساکن نبوده برای ایران قضاوت کند؟ درمان کند؟ روانشناسی کند؟ چطور می‌شود کسی که مشاهده نکرده افرادی از خود‌ارضایی سرطان گرفته یا سکته مغزی کرده‌اند برای داخل ایران نسخه بپیچد و واضح این موارد را رد کند؟ واقعاً چطور می‌شود؟

نکات بسیاری وجود دارد که اشاره به آن‌ها مستلزم نوشتن چندین مطلب است که حوصله خواننده را سر می‌برد.

آخرین چیزی که می‌خواهم به آن اشاره کنم لحن بی‌ادبانه‌ی آقای برادری است. ایشان با بی‌ادبی و بی‌شرمی هرچه تمام‌تر سخن می‌گویند. در اکثر کامنت‌ها به وضوح می‌توان این موضوع را دید مثل اولین کامنتی که من در بالا مثال زدم و یا این کامنت در مطلب جواب خانم کاهن به بنده:

مرسي خانم کاهن. من مي خواستم چيزي بنويسم و رک و پوست کنده با طنز حساب اين نوشته به باور من عمدتا سنتي را برسم که مرا به ياد «جوانان چرا» مي انداخت، اما گفتم بگذار ببينيم کسي ديگر نيز اعتراض مي کند که خوشبختانه شما نقدي نوشتيد.

آقای برادری به حساب رسیدن یعنی چه؟ آیا این جملات در شأن شماست؟ آیا یک کارشناس ارشد روانشناسی و به قول خودتان روان‌درمانگر این چنین سخنانی را با این لحن بی‌ادبانه می‌گوید؟ از این نمونه در مطالب آقای برادری بسیار زیاد است. در مثالی دیگر در مطلب آخرشان (البته طبق عادت دیرینی که در سایر مطالب از ایشان دیده می‌شود) آقای عبدی کلانتری را "کلانتری" خطاب می‌کنند که احتمالاً موضوع از زحمت نوشتن کلمه‌ی "آقا" و احترام به شخصیت افراد فراتر رفته است.

امیدوارم ایشان از دست من ناراحت نشوند و این مطالب را در جهت اصلاح خود و دوستانه قلمداد کنند و شاهد مطالبی مفید، مودبانه و روشن از ایشان باشیم.

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 23:58 توسط هادی ناصری |

سلام. دیروز سالگرد پرتاب تلسکوپ فضایی هابل بود. هابل با عکس‌های منحصر به فرد خود فصل جدیدی از نجوم را ورق زد.

در سالگرد این رویداد چند عکس از برخوردهای کهکشانی که توسط هابل تصویر برداری شده‌اند منتشر شد.

تصویر هابل

با تبریک این روز به تمامی منجمان و دوستداران علم نجوم، آرزو می‌کنم که لنز و ابزارهای این تلسکوپ تا دیر زمانی از کار نیافتند و همچنان شاهد کشفیات حیرت انگیز آن باشیم.

مطلب در مجله نجوم

مطلب در ناسا

لینک مستقیم دانلود عکس

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387ساعت 12:11 توسط هادی ناصری |

چند روز پیش با دیدن کامنتی ذیل نوشته‌ی خانم اسدی متأسف شدم. تأسف نه برای لحن دور از ادب نظر دهنده، بلکه برای عجول و کم صبر بودن ما ایرانی‌ها.

وقتی پس از نوشتن نظر پای مطلبی بر روی دکمه‌ی پست کلیک می‌شود نوشته‌ای پس از آن نمایان خواهد شد که در آن توضیح داده شده: نمایش نظرات ممکن است تا ۲۴ ساعت به طول بیانجامد.

این جمله یعنی چه؟ یعنی اینکه نظر دهنده‌ی محترم لطفاً صبر کنید. کامنت شما اگر بدست ما رسیده باشد پس از بررسی (برای اینکه از نشر توهین و الفاظ رکیک جلوگیری شود) نمایش داده خواهد شد و یا اگر نیاز به دادن پاسخی از طرف مسئولین سایت باشد به آن پاسخ داده شود.

یک حالت که به دلیل فاصله‌ی سرور سایت اکثراً پیش می‌آید، گم شدن و نرسیدن کامنت‌ها است. برای خود من به کرّات پیش آمده که مثلاً توضیح یا جوابی که به نظر دهنده در قالب نظر فرستادم به سایت نرسیده و گم شده است. پر واضح است که من دوباره نظرم را فرستام و نمایش داده شد.

منظور من از این جملات این است که اگر نظری نمایش داده نشد دلیل بر سانسور آن نیست. یا نظر نرسیده و یا برای ادای توضیحات و ویرایش، انتشار آن کمی به تأخیر افتاده است. البته حالت اول بیشتر پیش می‌آید.

من و مطمعناً تمامی همکاران عزیزم در زمانه تصدیق می‌کنیم که سانسوری در زمانه وجود ندارد. این را به راحتی می‌توان از کارها و سلیقه‌های متفاوتی که در زمانه وجود دارد فهمید.

بسیار نظراتی متفاوت در سایت درج شده است مانند نظر همین کامنت دهنده‌ی محترم ذیل نوشته‌ی خانم اسدی. انتشار دادن و ندادن نظرات برای یک رسانه اعتبار نمی‌آورد بلکه کار حرفه‌ای، صادقانه و صد البته توأم با علاقه برای یک رسانه اعتبار ساز است.

من قبلاً در پاسخی به شکل کامنت ذیل یکی از مطالبم عرض کرده بودم که نظرات تک تک مخاطبان برای زمانه مهم است و به یکایک آنها توجه و تأثیر داده می‌شود. اگر سانسوری در کار بود نوشته‌های خانم مژگان کاهن، آقای داریوش برادری و دیگر دوستانی که کامنت یا مقاله دادند هرگز منتشر نمی‌شد. نقد آقای پارسا صائبی در عملکرد زمانه، نوشته‌ی انتقادی آقای برادری در (به اصطلاح نقد) مقالات آقای کلانتری (در این مورد به تفصیل خواهم نوشت) و دیگر مقالات منتشر شده در زمانه همه و همه نشان می‌دهند که عدم انتشار متنی حتی اگر علیه برنامه‌سازان باشد هرگز در زمانه اتفاق نیافتاده است.

بسیاری از مطالب من نیز که لحن تندی داشته‌اند در زمانه منتشر شده است مانند مطلب پروژه‌های پرحرف و حدیث در تبریز. ما شاهد بسیاری از خودسانسوری‌ها در دیگر رسانه‌ها هستیم که خط مشی و هدف آن‌ها را خدشه دار می‌کند. یک مثال بارز آن در تلویزیون صدای آمریکا و عدم اجازه به یکی از مهمانان برنامه برای آوردن پرچم شیر و خورشید بود.

یک مثال دیگر که می‌توانم بیاورم ماجرای مطلب روزنامه فولکس کرانت است. اگر هر گونه سانسوری وجود داشت هرگز مطلب روزنامه به فارسی برگردانده نمی‌شد، هرگز نوشته‌ها و دیدگاه‌های صاحبنظران درج نمی‌شد و سعی در پوشانیدن موضوع می‌شد اما دیدیم که اینگونه نبود.

هدف زمانه از ابتدا کاری بدون هرگونه سانسور و میدان دادن به چهره‌هایی بوده است که صدایشان شنیده نمی‌شد. در حقیقت سانسور در زمانه معنی ندارد.

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 23:11 توسط هادی ناصری |

سلام. دیروز دوستم یک ویدئو از مصاحبه‌ی آقای سیاوش قمیشی با یکی از شبکه‌های لس‌آنجلسی را آورد که البته قدیمی بود ولی نکته‌ای داشت که من قبلاً هم آن را از دیگر خوانندگان ایرانی مشاهده کرده بودم.

آن نکته چیزی جز درخواست ایشان از مردم برای عدم کپی آثارشان نبود. البته ایشان و دیگر خوانندگان ما چون آقای حبیب درخواست بسیار بجایی کرده‌اند اما آیا این عزیزان نمی‌دانند که در ایران چه اوضاعی است؟

آیا نمی دانند که آثار به قول خودشان اورجینال بسیار کمیاب یا اصلاً وجود ندارند؟ اگر هم باشند به قیمتی حداقل دو برابر قیمت واقعی به فروش می‌روند.

سیاوش قمیشی

آقای قمیشی عزیز درست است که با درخواست و در برخی موارد مانند اقای حبیب هشدار برای همراه شدن با سیل عظیم اصلاح فرهنگی جامعه لازم است اما شما خواننده‌ی محبوب ما نیز باید کمی پوشش هنری و اقتصادی خود را گسترش دهید و از شرکت‌های تهیه کننده آثارتان که از این فرهنگ ما بیچاره شده‌اند بخواهید تا زحمت ارسال هرچند ناچیز آثار را به ایران برخود وارد سازند.

آقای حبیب در برنامه‌ای هشدار داده بودند که اگر مردم آثار را نخرند و به کپی کردن ادامه دهند، فقط اقدام به تولید ویدئو کلیپ خواهند کرد و آلبومی به بازار نخواهند داد. البته این موضوع بعدها به دلایلی که همه می‌دانند منتفی شد!

یا دیگر هنرمند عزیز کشورمان آقای جواد یساری اخیراً و پیش از انتشار آلبوم جدیدشان فرموده بودند که اگر مردم از آلبوم آخرم استقبال نکنند دیگر آلبومی منتشر نمی‌کنم!

به زبان ساده‌تر من چطور آثار شما را که در ایران موجود نیست تهیه کنم؟ آیا همه مثل برخی عزیزانی که به خارج از کشور رفت و آمد دارند دارای کارت اعتباری بین‌المللی و حساب بانکی هستند که بتوانند از اینترنت خرید کنند؟

من با قیمت ۱۶ دلاری آثار کاری ندارم چون بحث در مورد آن از حوصله‌ی همه خارج است اما حتماً می‌دانید که ماندگاری کمپانی های تهیه کننده به زحمت، زحمت به اصلاح فرهنگ و اصلاح فرهنگ هم به تلاش و انجام وظیفه‌ی تک تک ما بستگی دارد. پس استدعا دارم شما هم به عنوان یک عضوی از اجتماع و ساکن در خارج از اجتماع، حداقل کارهای برآمده از خودتان را انجام دهید.

ببخشید که کمی دیر گفتم!

+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:15 توسط هادی ناصری |