سلام. مطالب اخیر آقای اکبر گنجی در زمانه واکنشهایی را دربر داشت که تعجب من را هم برانگیخت. حقیقتاً از آقای گنجی انتظار نداشتم که اینگونه قضاوت کنند. ایشان علاوه بر قضاوت ناپختهشان دربارهی اشعار لسانالغیب به کار تفسیر دین هم روی آوردهاند که البته به اشارهی صحیح یکی از کامنت گذاران در ذیل مطلب، ایشان در تمامی زمینهها وارد میشوند حال چرا خدا میداند.
قضاوت ایشان در مورد اشعار حافظ که او را "بچه باز" و "همجنس باز" خطاب کردهاند در ابتدا مرا بسیار منزجر کرد اما با خواندن مطلب متوجه شدم که این امر به دلیل ناوارد بودن ایشان در زمینهی شعر و ادب کهن ایران زمین است.
نقد بسیار زیبایی که در زمانه به قلم آقای سعید صحرایی آورده شده است خود گویایی ادعای ناپختهی آقای گنجی است. در این نقد به اکمال به نوشته ی آقای گنجی پاسخ داده شده است. امیدوارم آقای گنجی آن را خوانده باشند. من از ذکر جزئیات میپرهیزم.
اما بحث درمورد عقل گرایی و ایمان گرایی که آقای گنجی به آن پرداخته اند اساساً در حوزه ی کاری و فکری ایشان نیست. ایشان اگر فعال سیاسی و حقوق بشر هستند چطور به خود اجازهی دخول تحلیل اینگونه مسائل را میدهند؟
ایشان به گفتهی خود باوری بر عقل گرایی آموزهها و اصل دین ندارند در صورتی که بسیاری از این مسائل با عقل اثبات شده است.
برای مثال در زمینه ی کاری خودم و اصول بهداشتی بسیاری از مسائل (مثلاً ضرورت تخلیهی روده پیش از خواب که خاصیت سرطانزدایی آن اثبات شده است و در مطلب سرطان رودهی بزرگ عرض شد) را علم امروز با "همان عقل" به اثبات رسانده است.

حتی اصل معاد را هم میتوان با عقل توضیح داد و اثبات کرد چون هرگز با عقل انسان یکسان نمیآید که من و آقای گنجی فقط همین دنیا سرنوشتی داشته باشیم و بعد به فنا برویم. اصلاً با عقل جور در نمیآید که ایشان در بهشت برین و بنده در جهنم عمیق جایی نداشته باشیم!
من پیشنهاداتی به ایشان میکنم و آنهم اینکه اولاً به خاطر همان حرمت و اعتباری که به تلاش خود بدست آوردند به هر موضوعی که در آن تخصص ندارند وارد نشوند، دوماً گشتی در اعتقادات بعضی افراد و همچنین خودشان بزنند تا یکسری مسائلی که از آن بیاطلاعند برایشان روشن شود، و سوماً اگر هر از گاهی پاسخ کامنت گذاران را هم بدهند بد نیست.
------------------------------------------------------------------------
پ.ن: من نمیدانم چه ویروسی است که بین ما ایرانیها افتاده؟ همین ویروس دخالت در غیر از زمینهی تخصصی خود را میگویم. یک مثال بارزش موقعی بود که من مطلب خود ارضایی را نوشتم و از منظر پزشکی هم نوشتم اما آقای برادری و خانم کاهن که (احتمالاً) روانشناس و رواندرمانگر بودند تشریف آوردند و مطلب من را از دید "روانشناختی" خودشان نقد کردند. حالا من هی بگویم که بابا من از جنبهی پزشکی نوشتم و اصلاً اشارهای به روانشناسی نکردم مگر در گوششان میرود؟
این که چیزی نیست؛ خانم کاهن به خود اجازه دادند در امور پزشکی دخالت کنند و فرمودند در امر خود ارضایی هیچ گونه عوارضی از جمله سکتهی مغزی و ... وجود ندارد! نمیدانم ما ایرانیان نیز به کدام سو میرویم... خداوند بخیر کند.
سلام. آقای احمدینژاد رئیسجمهور محترم و محبوب ما علاقهی زیادی به استفاده از سپر انسانی کرده بطوریکه آخرین مورد اون هم در نزدیکی برباد دادن کلهی مبارک خود است.
منظورم آقای رحیممشاعی هستش که با صحبتهای خودشون کمی جو را برهم ریختهاند. خوب البته من نمیدونم ایشون هم مانند آقای پالیزدار کشته و مردهی آقای رئیسجمهور هستند که زندگی خود را با سخنانی چند (!) به دست باد سپردند یا نه اما رابطهی اینچنین نزدیک فامیلی میتونه دلیل خوبی نباشه.

آقای پالیزدار که معلوم نشد به چه سرنوشتی دچار شدند و ایشون هم معلوم نیست آیا به همان جایی تشریف خواهند برد که عرب نی انداخت یا خیر!
این دو عزیز درواقع زبان خورده شده توسط موش جناب رئیسجمهور هستند که گاهی اوقات باقیماندهی آن کمی میجنبد (منظورم صحبتهای قم ایشان است). بگو محمود جان بگو، بگو نترس بابایی کسی کارت نداره!
سلام. زمانه هم دو سال از اولین روز کلید خوردنش گذشت و وارد سومین سال فعالیت خود شد. البته این فعالیت از این تاریخ فعالیت غیر رسمی و کارگاههای آموزشی و... رو هم شامل میشه و تاریخ آغاز بکار رسمی رادیو (صدا) ۱۱ سپتامبر هستش.
برای مدیریت محترم و همکارانم در زمانه آرزوی موفقیت میکنم و از همهی آنها سپاسگزارم که در این مدت بزرگوارانه به من آموختند.
به تمام کسانی که به نوعی با زمانه اخت شدند هم تبریک میگم خصوصاً اهالی وبلاگستان که با حضورشون به ساختن زمانه بسیار کمک کردند.

سلام. میگم خدا پدر بریتنی اسپیرز رو بیامرزه که آهنگ "Gimme More" رو خوند تا خانم "اسما اَر" خواننده نسبتاً ناشناختهی ترکیه بتونه همون آهنگ رو به ورژن ترکی و البته با ریتم تندتر اجرا کنه.

اسما ار
ایضاً خدا پدر شکیرا رو هم رحمت کنه (حفظ کنه البته چون زنده هستش) که با سبکشون باعث شدند تا یکی دیگر از خوانندگان مطرح ترکی یعنی خانم "هانده ینر" با تقلید از ایشون کمی بر محبوبیت خود بیافزایند و دو آلبوم پیاپی دقیقاً به سبک ایشون روانه بازار کنند.

هانده ینر
(شکی و بریتنی هر دو باهم: خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه!)
سلام. من فکر میکردم با اومدن تابستون سریعتر میتونم آپ کنم که برعکس شد! اونقدر کار ریخته سرم که هفتهای یکی دوبار به زور میتونم بیام نت. به هر ترتیب فردا خورشیدگرفتگی داریم. یک خورشیدگرفتگی دیدنی که بعد ۹ سال در ایران دیده میشه اما بصورت جزئی.
سعی میکنم عکس بگیرم بفرستم برای زمانه یا اینجا بزارم. فقط یادتون باشه فقط با عینکهای مخصوص که فیلتر خورشیدی دارند نگاه کنید و اِلّا خدای ناکرده در عرض چند لحظه بینایی تون رو از دست میدید.
برای اطلاع از زمان خورشیدگرفتگی در شهر خودتون به اینجا مراجعه کنید
سلام. امروز که خبر عدم حضور آقای رضازاده در المپیک پکن رو در اخبار شنیدم بسیار متعجب شدم. چرا که ایشان سابق بر این در طی مصاحبهای بر آمادگی کامل خود خبر داده بودند. حال چرا یکدفعه و تنها چند روز پس از افتتاحیه بازیها کنارهگیری کردند؟
به عقیدهی من این عدم حضور که در خبرها " منع رضازاده از حضور در رقابتهای المپیک به دستور پزشکان" اعلام شده نمیتونه فقط به دلیل اینکه دیگه ایشون آن وزنهبردار سابق نیست و کمردرد و قندخون دارند باشه. بلکه دلایل سیاسی درکاره که حتی عدم شرکت ایشون در آزمایشات دوپینگ رو هم در حاشیه قرار میده.

چندی قبل زمزمههای اختلاف رضازاده با مسئولان فدراسیون شنیده میشد که آیا این امر باعث موضوع اخیر شده یا نه مشخص نیست اما به وضوح روشنه که دلایل اعلام شده نمیتونه واقعی باشه.
مثل همیشه زمان همه چیز رامشخص خواهد کرد.