سلام. بعد ۱۴ روز بلاخره محمود جان از نگرانی رهانیده شد و وزارت کشور به نوایی رسید. آقای محصولی به وزارت کشور راه یافت و امیدواری ها برای بروز نکردن و افشا نشدن خدمتی دیگر (چه از نوع مدرکی و چه غیر آن) افزایش یافت.
من هم این رخداد میمون رو تبریک میگم و به محمود جان هم تبریک ویژه عرض می کنم که با یک تیر چند نشان را زد: ۱- وزارت کشور ۲- تبلیغات انتخاباتی مجانی ۳- سند شش دانگ ریاست جمهوری دهم ۴- وفای به عهد در مقابل دوست قدیمی خود و... که از بیان همه آنها معذوریم!

البته این رو تا یادم نرفته بگم که در هنگام خوندن نتایج توسط آقای لاریجانی بعضی نمایندگان محترم (که بسیاری از آنها مثل بچه مدرسه ای ها که برای سرویس جا می گیرند به بالای سر ریاست رفته بودند) چنان الله و اکبری گفتند که اگر در راه پیمایی ۲۲ بهمن می گفتند آمریکای جهان خوار متلاشی می شد!
سلام. خبری رو که امروز در ستاد 16 آذر و به تبع اون در سایت پارسینه خواندم بدین قرار بود:
"به گزارش پارسینه،شنیده شده است بیژن مرتضوی خواننده و نوازنده لس آنجلسي عصر جمعه هنگام ورود به تهران در فرودگاه امام خميني(ره) تهران دستگير شده است.

خوب من در حالت مرئی بیشتر کارهایی را که علاقه دارم انجام می دم. اما دوکاری که در حالت نامرئی بودن انجام خواهم داد:
کار پلید: اتهام زدن و دروغ گویی نسبت به کسانی که فقط نامی از آنها شنیده ام و یا تصویری از آنها دیده ام ویا اصلاً آنها را می شناسم ولی کینه دارم ازشون. (مثلاً آقای نجمی را که نه دیده و نه می شناسم به براندازی نرم متهم می کنم!)
کار خوب: به سنت حسنه ی پیامبر اعظم (ص) و ائمه بزرگوار (ع) به فقرا و تنگدستان کمک می کردم.
سلام. بنا به دعوت و لطف دوست عزیزم بریر، قرار بود درمسابقه وبلاگی شرکت کنم اما طی یکی دو روز گذشته مشکلات و بحران هایی برای زمانه پیش آمد که مسلماً خوشایند نبود. بنابراین فعلاً به این پست اکتفا میکنم.
خیلی غیر منتظره بود وقتی مهدی جامی دیشب ایمیلی زد که دیگر نمی تواند زمانه را همراهی کند. آنقدر که همه شوکه شدیم.

آقای جامی برای همه ی ما زحمت بی منت و بی دریغ کشید. بسیاری از تجربیات من در این دوسال مدیون اوست. من چیزی بلد نبودم اما او و سایر همکارانم با صبوری به من آموختند.
حقیقتش الان آنقدر بهت زده ام که چیز زیادی نمی توانم بنویسم اما همین قدر باشد که: تا ابد مدیون او هستم.
...
سلام. بعد چند روز درگیری با زکام (سرماخوردگی سابق) یه خورده حالم بهتر شد گفتم بیام یه چندتاجمله بنویسم.
آقا در زکام چند چیز مهم است! :

آفرین دختر خوب. ببین چقدر قشنگ و با احساس فین میکنه! البته زیاد هم محکم فین نکنید چون میره تو گوش از اون ور تا یه مدت آدم کر میشه!
۱- نخست اینکه وقتی فهمیدی زکام گرفتی یا به قول قدما چاییدی اصلاً خودتو نباز.
۲- دویوم اینکه یه دستمال بگیر جلو اون گاله که خلق رو دچار این بلای خانمان سوز نکنی.
۳- سیوم اینکه آقا جون، در زکام عمل "دفع" خیلی مهمه. یعنی چی؟ یعنی اینکه اولاً مثل بچه آدمیزاد خیلی مودبانه دو تا دستمال کاغذی تا میکنی رو هم، میگیری جلو منخرین مبارک و چند فین جانانه میکنی. دوماً نباید بزاری گلاب به روت یبوست بشی. سوماً باید مایعات بخوری و تند و تند به مبال تشریف فرما بشی.
حالا این دوتا آخری (دوماً و سوماً) دلیلش چیه؟ آهان قربون آدم چیز فهم. ببین اگه عمل تخلیه در این دو ناحیه (روده و مثانه) رو انجام بدی و نگه نداری باعث میشه عامل عفونی خصوصاً ویروسها (بیشتر در آنفلوانزا) زودتر دفع بشوند و سرکار حالت زودتر جابیاد. افتاد؟
خیلی خوب. ایشالا که هیچ وقت مریض نشی.